متن آهنگ عروس دست حنایی عارف

۱۶ تیر ۱۳۹۶
371 بازدید
بدون نظر

متن آهنگ عروس دست حنایی از عارف

تکست آهنگ عروس دست حنایی عارف

عارف - عروس دست حنایی

متن آهنگ عروس دست حنایی

علایق من

پيش فرض
بهشت آرزو(عارف)

ای خدا آسمون تو سیاه شده روزا بی خورشید و شبا بی ماه شده
اون بلور خوش صدای خنده هات آب شده اشک شده آه شده
آخه اون که مال من بود دیگه نیست اون که مثل جون به تن بود دیگه نیست
زندگی اسبشو تاخته واسه من همه چی رنگشو باخته واسه من
اون که بود یه روز بهشت آرزو چه جهنمی که ساخته واسه من
همه ی شادی ها از من دور شده همه ی زندگی سوت و کور شده
گل برام معنی صد خار و میده خوب و بد دیگه برام یه جور شده
تو سکوت سینه دیگه دل مرده ولی منه ساده دل میگم صبور شده
آخه اونکه مال من بود دیگه نیست اون که مثل جون به تن بود دیگه نیست

خواب (عارف)

نمیدونی تو به خوابم که میای خواب من دیدینی میشه
یه بهار عشق میریزه به تنم نفسام چیدنی میشه
نمیدونی تو به خوابم که میای چه تماشا داره خوابم
نمیدونی که چه گلها داره خوابم نرگس و مریم و مینا داره خوابم
بالشم بوی گل یاس میگیره تو به خوابم که میای اطاقم احساس میگیره
در و دیوار اطاقم میشه عاشق تا چراغ روی طاقم میشه عاشق
نمیدونی نمیدونی تو به خوابم که میای حال اینه قصه و احوال اینه
تو اگه خودت بیای تو اگه خودت بیای نمیدونم نمیدونم چی میشه
گفتنش رو نمیتونم گفتنش رو نمیتونم نمیتون

گل مهتاب (عارف)

گل مهتاب کجایی شراب خواب کجایی
منو دریاب کجایی کجایی کجایی
آهای بامن شکفته دوست دارم رو گفته
آهای بیتاب کجایی کجایی کجایی کجایی
بیا دورت بگردم کجا برات بگردم
کجا نفس میکشی دور هوات بگردم
به چشم کی نگاته به گوش کی صداته
اسم کدوم غریبه عزیزم آشناته آشناته
امشب ای ماه من واست دلم سنگه
جا برای تو نیست از بس دلم تنگه
امشب از یاد تو دلگیره دلگیرم
من خودت رو میخوام از یاد تو سیرم

گریه ی هق هق (عارف)

بگی مجنون بشو من راه میفتم بیابون تا بیابون
بگوشت میرسونه باد صحرا که پیدا شد یه مجنون
بگی بارون بشو میریزم از ابر زمستون تا زمستون
اسیر گریه ی هق هق شدم من میگی آی بسه بارون
اسیر گریه ی هق هق شدم من نگو عاشق نشو عاشق شدم من
به روی عاشقونت در میبندم جلو در وامیستم سنگر میبندم
تک و تنها میجنگم با یه لشکر هزار تا دشمن و میندازم اون ور
اگه یکشب ندیدی مست مستم به تو ثابت نشد دیوونه هستم
نمیخوام زنده باشم تیشه بردار منو از رو زمین از ریشه بردار
یه عمره هر دقیقه یادتم من دیگه بی طاقت از بیدادتم من
اگه من بد شدم از من فرار کن اگه تو بد شدی جلادتم من
یه وقت با اون رقیبا می ننوشی براشون پیرهن اطلس نپوشی
نگی بسته است کتاب عاشقیمون یه وقت با دشمن جونم

ماه و پلنگ (عارف)

دوباره از تو گفتن نه نباید بازم اسم تو بردن نه نباید
شب دلگیر از یاد بردن تو بازم خواب تو دیدن نه نباید
رها کن قلبمو ای رفته از یاد بزار عادت کنم به رفتن تو
تو میشناسی منو میدونی ای یار چقدر سخته برام نخواستن تو
شب در به دری در کوچه ی عشق به من چشمای تو عشقو نشون داد
گله از رفتنت هرگز ندارم ولی از موندن یاد تو فریاد
تو آتش بودی و من تشنه ی تو تو رفتی تا نبینی سوختن من
ندونستی خود مرگه جدایی برای اون که تن داده به سوختن
ندونستی که از یاد بردن تو برای من مثل انکار ماهه
از اون روزی که ماه من نتابید پلنگ شعر من روزش سیاهه

دیگه دیره (عارف)

اونقده لیلی لیلی لیلی کردم
تا عاقبت لیلی آومد نشست دورش بگردم
دیره دیگه دیره دل من بونه گیره
لج کرده دل من دیگه یار نمیگیره
وقتی آومد لیلی که حالم نبود
مجنون شدن توی خیالم نبود
اون همه دل قصه ی عشق بلد بود
وقتی آومد لیلی که یادم نبود
آومدی اما چرا دیر آومدی
دیروز باید سر به دلم میزدی
امروز دیگه هوای عشق ندارم
فردا بیا اگه دیدی بی قرارم

ابر بی باران (عارف)

با تو هستم اگر از تو دورم در چشم تو شمع بی نورم
با من هستی اگر از من دوری در چشم من چشمه ی نوری
ای دو چشمت باغ سبز آرزوهایم
در سر کوی تو گم شد جستجوهایم
شاید بی تو تصویری سرگردانم یا در چشمت قاب پریشانم
اشک دردم قصه ی بی پایانم بی تو هیچم ابر بی بارانم
چه شود گر چون پیراهن گیرمت در آغوش
ز لبت صد بوسه گیرم بشوی خامو

خدا کنه بیایی (عارف )

کاشکی بیای کاشکی بیای دوباره ابر چشام شادی کنه بباره
بپیچه بوی بدنت تو باغچه پروانه ها خیال کنن بهاره
غروبا تو ایوون میشینم پریشون
خستم از این جدایی خداکنه بیایی
کاشکی دلا رو بکنن به شادی غصه بشه یه قصه ی زیادی
دیگه توی بهار زندگیمون میوه نده درخت نامرادی
کوچه ها منتظر صدای پاتن دلواپس موسیقی صداتن
تا تو نیای شاخه ها گل نمیدن قصه ی عشق تلخ واسه شنیدن

خواب بهار (عارف)

تو بری غصه ی ما قصه ی هر خونه میشه
خونه های دلمون ز غصه ویرونه میشه
تو بری به چشم من آسمونا سیاه میشه
کوچه خالی از صدای پاک بچه ها میشه
راضی نشو که زندگی قلبامون و جدا کنه
مثل تموم عاشقا راهمون و دو تا کنه
مهربون من چشم تو میگه با من میمونی
رسم عاشقی مهربونیه اینو میدونی
نزار مثل همه قصه های عشق و عاشقی
آخر قصه ی عشق من و تو سیاه بشه
عکسامون که عاشقانه پیش هم رو طاقچه هاست
یکیشون از اون یکی خسته بشه جدا بشه

عروس دست حنایی (عارف)

گل و شمعدون بیارین براش آینه بزارین
بیار کندر و اسفند آی واسه عروس دلبند
با اون عشق خدایی میاد با دلربایی عروس دست حنایی
چه رختاش قشنگه جونم از همه رنگه
دلش غرق امیده رو سرش تور سپیده روشو هیچکس ندیده
چه نازه ماشاا… عروس خوشگله واالله
دلش غرق امیده رو سرش تور سپیده روشو هیچکس ندیده
چه زلفاش بلنده درست مثل کمنده
عروس خوشگله والله بگید هزار ماشاا


لینک کوتاه مطلب

http://bo2text2.ir/?p=8815

آهنگ های مرتبط

برچسب ها