متن آهنگ خاک تشنه فریدون آسرایی

۲۸ اسفند ۱۳۹۵
196 بازدید
بدون نظر

متن آهنگ خاک تشنه از فریدون آسرایی

تکست آهنگ خاک تشنه فریدون آسرایی

فریدون آسرایی - خاک تشنه

متن آهنگ خاک تشنه

پایان کاروان رسولان بود
رویای حج آخر
نجوای وحی آمد
در گوش آفتاب
به ناچار
آنک چراغ راه بیاویز بر تارک بلند‌ترین نام
بر قامت شریف‌ترین یار
برخواب گرم صحرا بیدار بود
برکه باران
ناگه رسول صبح برآمد بر تارک بلند‌ترین جام
آهسته چون دمیدن خورشید
دستی به جام باده و دستی به زلف یار

مثل لاله‌های مجنون
مثل ریگای بیابون
مثل دلتنگیه صحرا
مثل برکه مثله بارون
مثل ابرای مسافر
مثل جاده‌های خالی
مثل قطره‌های کوچیک ته ظرفای سفالی

حتی اسمون تن‌ها
چ‌تر خورشیدشو وا کرد
تو رو با تموم غربت
با تموم دل دا کرد
تا گذشتی از رو پله
تارسیدی به تماشا
تا شکفتی رو به خورشید
تا دمیدی رو به دریا

مثل لاله‌های مجنتو
مثل ریگای بیابون
مثل دلتنگیه صحرا
مثل برکه مثله بارون
مثل ابرای مسافر
مثل جاده‌های خالی
مثل قطره‌های کوچیک ته ظرفای سفالی

حتی خاک تشنه اون روز
رو به آسمون دعا کرد
برای دیدن تو دنیا
گره چشماشو وا کرد

دلمون به خط رسیدو
فرق اسمی عزلی شد
بعد بارونی که بارید
همه جا رنگ علی شد


لینک کوتاه مطلب

http://bo2text2.ir/?p=1049

آهنگ های مرتبط

برچسب ها