متن آهنگ بی ماجرا ناصر عبداللهی

۲۸ اسفند ۱۳۹۵
299 بازدید
بدون نظر

متن آهنگ بی ماجرا از ناصر عبداللهی

تکست آهنگ بی ماجرا ناصر عبداللهی

ناصر عبداللهی - بی ماجرا

متن آهنگ بی ماجرا

نمی رنجم اگز باور نداری عشق نابم را

که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری

صدایی از صدای عشق خوشتر نیست حافظ گفت

اگر چه بر زبانش زخمها زد تیغ تاتاری

از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب

شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب

پشت ستون سایه ها روی درخت شب

می جویم اما نسیتی در هیچ جا امشب

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من

آخر چگونه سرکنم بی ماجرا امشب

می دانم اری نیستی اما نمی دانم

بیهوده می گردم بدنبالت، چرا امشب ؟

هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما

نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب

ها … سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف

ایکاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من

آخر چگونه سرکنم بی ماجرا امشب

هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز

حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه

بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب

گشتم تمام کوچه ها را ، یک نفس هم نیست

شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب

طاقت نمی آرم ، تو که می دانی از دیشب

باید چه رنجی برده باشم ، بی تو تا امشب

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من

آخر چگونه سرکنم بی ماجرا امشب


لینک کوتاه مطلب

http://bo2text2.ir/?p=960

آهنگ های مرتبط

برچسب ها